شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
مقدمه 9
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
[ پيش گفتار مصحح ] بسم اللّه الرّحمن الرحيم « لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ » قرآن كريم 3 / 164 « يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً وَ ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ » قرآن كريم 2 / 269 بيگمان آشكارترين جلوههاى هر تمدن و فرهنگى ، دستاوردهاى علم و دانش و به كارگيرى آنها در انديشه و كردار مردمانى است كه وارثان آن تمدن و فرهنگاند . اسلام نه تنها به عنوان يك دين بلكه به عنوان يك تمدن و فرهنگ ، ناچار مىبايد از چنين ويژگيى برخوردار باشد و بتواند پيروان خويش را در پديد آوردن و بارور كردن انديشه و عمل يارى نمايد و توانايى بخشد ؛ و چنين هم بود . تاريخ علم و دانش و تمدن از بامدادان درخشش اسلام تا سدههاى پنجم و ششم هجرى جهشى نيرومند در شاخههاى گوناگون دانش و علم و عمل را شاهد است . دو سدهء نخست اين دورهء شكوفايى با تلاش گسترده براى ترجمه از ايران و هند و يونان و مصر همراه است كه در اهميت آن جاى ترديد نيست ؛ ولى اين آغاز راه است نه پايان كار ، زيرا دانشمندان اسلامى در سدههاى بعد نه تنها دقيقترين و روشنترين شروح را بر آنچه ترجمه شده بود نگاشتند و موشكافيها كردند ، بلكه خود دامن همت بر كمر زدند و در زمينهء دانشهاى گوناگون به كشفهاى جديد نايل آمدند و گامها از پيشينيان فراتر رفتند . ناگفته پيداست كه ميان اخذ و اقتباس و كمال بخشيدن تفاوت از زمين تا آسمان است . تحقيق دقيق و گسترده در آنچه تمدن و فرهنگ اسلامى به جهانيان داده است ، خاصه در روزگار ما كه جلوه و جمال صنعت و تكنيك عمدا برزخ ما كشيده مىشود تا تمدن عظيم اسلامى را بغلط دشمن علم و دانش بشناساند ، از اولويتهاست ؛